menusearch
ireconews.com

کینه کهنه در رگ‌های ابوظبی

جستجو
جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵ | ۲۰:۴۰:۲۶
۱۴۰۵/۳/۸ جمعه
(0)
(0)
کینه کهنه در رگ‌های ابوظبی
کینه کهنه در رگ‌های ابوظبی

عربستان سعودی سعی کرد به یکی از شاهزاده‌های خانواده آل نهیان امارات رشوه دهد تا کنترل یک واحه بیابانی با احتمال داشتن مقادیر زیادی نفت را واگذار کند.
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ این شیخ، پیشنهاد مذکور را که خیانت به خانواده‌اش می‌دانست، رد کرد و عربستان سعودی حمله‌ای ناموفق به این سرزمین انجام داد. «دیوید هولدن»، روزنامه‌نگار فقید، در کتاب کلاسیک خود در سال ۱۹۶۶ با عنوان «خداحافظ عربستان»، اختلاف افسانه‌ای «بوریمی» در دهه ۱۹۵۰ بین خانواده سلطنتی سعودی، عمان و کشورهای متصالحه که بعدها امارات متحده عربی شد را روایت کرد.

 

به گفته هولدن، شیخی که عربستان سعودی سعی در تطمیع او داشت، «زاید بن سلطان آل نهیان» بود که در آن زمان به‌عنوان «ارباب بوریمی» شناخته می‌شد اما در تاریخ به‌عنوان بنیان‌گذار امارات متحده عربی از او یاد می‌شود. پسرش، محمد بن زاید، رئیس امارات، اکنون درگیر مشاجره کثیف  خود با یکی دیگر از اعضای خانواده سعودی، ولیعهد محمد بن سلمان، است.

«شان متیوز» در گزارشی برای «میدل ایست آی» نوشت، «پاتریک تروس»، دیپلمات و سفیر سابق ایالات متحده که برای اولین‌بار زمانی که اختلاف بوریمی هنوز داغ بود به خاورمیانه آمد، به «میدل ایست آی» گفت: «اگر ایدئولوژی، خانواده و تاریخ را کنار هم بگذارید، می‌توانید دشمنی عربستان و امارات را درک کنید». در حال حاضر، عربستان و امارات تقریباً در هر عرصه قابل تصوری - از بیابان‌های لیبی گرفته تا بازارهای جهانی انرژی - با هم در حال رقابت هستند. دیپلمات‌ها، بازرگانان و تحلیلگران می‌گویند که دشمنی آنها تا حد زیادی آینده خاورمیانه را تعیین خواهد کرد، به‌ویژه باتوجه‌به اینکه قدرت ماندگاری ایالات متحده در منطقه به دلیل جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران زیر سؤال رفته است. این اختلاف حتی بر جیب مصرف‌کنندگان در آسیا، اروپا و ایالات متحده نیز تأثیر خواهد گذاشت.

 

در ماه مه ۲۰۲۶، امارات از اوپک خارج شد. کارشناسان به «میدل ایست آی» می‌گویند که ابوظبی وعده داد که در نتیجه میلیون‌ها بشکه نفت بیشتر در روز تولید خواهد کرد و این امر به طور بالقوه زمینه را برای جنگ قیمت در آینده با عربستان سعودی فراهم می‌کند. جدایی امارات از اوپک نمادی از شکاف گسترده‌تر است. در ظاهر، ابوظبی پس از ۶۰ سال اوپک را ترک کرد زیرا با ریاض در مورد نحوه مدیریت تولید اختلاف‌نظر داشت. تحلیلگران انرژی می‌گویند امارات می‌خواهد نفت بیشتری را سریع‌تر تولید کند تا «اکنون» سود ببرد، درحالی‌که عربستان سعودی می‌خواهد عرضه جهانی را برای حمایت از قیمت‌ها در درازمدت مدیریت کند. اما در زیر این تفاوت فنی، یک نکته دردناک بزرگ‌تر وجود دارد.

اوپک در واقع گروهی از کشورهای نفت‌خیز با اکثریت مسلمان است که با هدایت عربستان در مورد سیاست‌های انرژی همگرا می‌شوند. این پادشاهی بیش از دوبرابر امارات ذخایر نفتی دارد. جمعیت ۳۵ میلیونی آن از جمعیت امارات که ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد و تنها ۱ میلیون نفر از آنها شهروند امارات هستند، بیشتر است. «راب گیست پینفولد»، متخصص امنیت بین‌الملل در کالج کینگ لندن، به «میدل ایست آی» گفت: «عربستان سعودی می‌خواهد قدرت خود را از طریق اوپک و شورای همکاری خلیج‌فارس اعمال کند. به دلیل وسعت و منابعش، خود را رهبر طبیعی خلیج‌فارس می‌داند». وی گفت: «امارات کوچک است، اما برای تبدیل‌شدن به یک برند جهانی بزرگ‌تر، دستخوش تحول قابل‌توجهی شده است. امارات متحده عربی احساس می‌کند که تسلیم‌شدن در برابر سعودی‌ها مانع از اعمال قدرتش در صحنه جهانی می‌شود.» 

جوامع تجاری خلیج‌فارس که به امارات متحده عربی تبدیل شدند، از نظر تاریخی بین ایرانیان در شرق و قبایل نجد در غرب گیر افتاده بودند. نجد منطقه‌ای در شبه‌جزیره عربستان مرکزی است که خاندان سعود در اصل از آنجا آمده‌اند. برخی از تحلیلگران می‌گویند رویکرد محمد بن زاید، رئیس امارات، به این منطقه، چرخشی قرن بیست و یکمی از رقابت‌های قدیمی‌تر است که با ثروت نفت و فناوری تقویت شده است. تروس، سفیر سابق ایالات متحده، می‌گوید: «اماراتی‌ها همیشه سعودی‌ها را به‌عنوان همسایه‌ای غارتگر که می‌خواهد آنها را به دست‌نشاندگان خود تبدیل کند، دیده‌اند. آنها همچنین به طور سنتی نسبت به ادعای منطقه نفوذ ایرانیان در خلیج‌فارس محتاط بوده‌اند». تروس افزود: «محمد بن زاید سرانجام به این تصمیم رسید که یک کشور کوچک خلیج‌فارس می‌تواند در برابر سعودی‌ها و ایرانیان بایستد».

امارات به‌عنوان یکی از صریح‌ترین کشورهای خلیج‌فارس که اسرائیل و ایالات متحده را به ادامه جنگ علیه ایران ترغیب می‌کند، ظهور کرده است. هم‌زمان با جنگ علیه ایران، اسرائیل سیستم‌های دفاع هوایی را برای دفاع از امارات مستقر کرد. امارات همچنین از ایالات متحده درخواست دسترسی اضطراری به دلار این کشور کرد. یکی دیگر از راه‌هایی که امارات برای جبران کوچک بودن خود آزموده، یافتن شرکای محلی در کشورهای استراتژیک غرب خود است. این امر عربستان را که نگران مداخله کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در خارج از مرزهای خود است، خشمگین کرده است.

کشورهای خلیج‌فارس در جنگ داخلی سودان از طرف‌های مخالف حمایت می‌کنند. روابط آنها در سودان به‌شدت تیره شده است. «میدل ایست آی» پیش‌ازاین گزارشی منتشر کرده بود مبنی بر اینکه عربستان با ایالات متحده لابی کرده تا امارات را به دلیل حمایت از شبه‌نظامیان نیروهای پشتیبانی سریع مجازات کند. درست قبل از شروع جنگ علیه ایران، عربستان حملاتی را علیه شرکای جدایی‌طلب امارات در یمن انجام داد. ریاض حتی با عمان برای مقابله با قدرت‌گیری امارات در شرق دور یمن همکاری کرد. موفقیت در همه این مناطق جنگی می‌تواند به امارات عمق استراتژیکی را که فاقد آن است، بدهد. اگر نیروهای پشتیبانی سریع در سودان موفق باشند، امارات، متحدی در ساحل دریای سرخ در مقابل عربستان سعودی خواهد داشت.

به همین ترتیب، «شورای انتقالی جنوب» در یمن به دنبال آن است تا یک کشور مستقل در قلمرو باارزش واقع در حاشیه خلیج عدن و در همسایگی تنگه باب‌المندب ایجاد کند. بستن تنگه هرمز، اهمیت دریای سرخ را برای صادرات نفت عربستان از طریق خط لوله شرق - غرب نشان می‌دهد. امارات همچنین از جمهوری جدایی‌طلب سومالی‌لند که توسط اسرائیل به رسمیت شناخته شد، حمایت کرده است. اما این درگیری‌ها لایه دیگری نیز دارند. یمن، لیبی و سودان همگی پس از جنبش اعتراضی بهار عربی ۲۰۱۱ درگیر جنگ داخلی شدند. درحالی‌که امارات از نیروهای جدایی‌طلب در آنجا حمایت کرده، عربستان از ارتش و دولت‌های مستقر حمایت کرده است. امارات می‌گوید برخی از این دولت‌ها، مانند یمن و سودان، از «اسلام‌گرایان» تشکیل شده‌اند.

«هشام الغنام»، محقق کارنگی برای صلح بین‌المللی و مدیرکل مطالعات استراتژیک و برنامه‌های امنیت ملی دانشگاه نایف عربی، به «میدل ایست آی» گفت: «رویکرد ما [عربستان] مبتنی بر حمایت از دولت - ملت است: حفظ وحدت آن، تقویت نهادها و حاکمیت آن و کمک به بازسازی به‌جای تجزیه‌آن .» او در ادامه افزود: «در مقابل، مداخله منطقه‌ای طرف دیگر اغلب با یک تمرکز راهبردیِ محدود و افراطی بر مبارزه با اسلام‌گرایان یا رقبای سیاسی همراه بوده است. این رویکرد باعث تضعیف نهادهای دولتی، قدرت‌گرفتن شبه‌نظامیان و شکل‌گیری نیروهای موازی شده است که حاکمیت مشروع را به چالش می‌کشند.» وی افزود: «ما آشکارا از مبارزه با افراط‌گرایی و تروریسم حمایت می‌کنیم، اما از طریق نهادهای ملی که در چارچوب دولت و حاکمیت قانون فعالیت می‌کنند. این کار نباید از طریق مسلح‌کردن بازیگران غیردولتی یا تشدید اختلافات داخلی انجام شود.» زمانی بود که امارات و عربستان هر دو همکاری با یکدیگر در درگیری‌های پس از بهار عربی را به نفع خود می‌دانستند. پیروزی اخوان‌المسلمین در انتخابات ۲۰۱۲ مصر، خانواده‌های سلطنتی عربستان و امارات را شوکه کرد. به همین ترتیب، در یمن، آنها ظهور حوثی‌ها را به‌عنوان یک تهدید می‌دیدند. امارات و عربستان با هم محاصره قطر را مهندسی کردند زیرا احساس می‌کردند که قطر بیش از حد از جنبش‌های سیاسی که در نهایت می‌توانستند سلطنت‌های آنها را تهدید کنند، حمایت می‌کند. کارشناسان می‌گویند انسجام آنها در مورد این مسائل به این واقعیت کمک کرد که محمد بن زاید، در سال ۲۰۱۵، هم‌زمان با به‌قدرت‌رسیدن محمد بن سلمان، ولیعهد جوان را زیر بال‌وپر خود گرفت.

«نیل کویلیام»، همکار و متخصص خلیج‌فارس در چتم هاوس، به «میدل ایست آی» گفت: «شما کاملاً می‌توانید در آن روزهای اولیه که محمد بن سلمان در حال برجسته‌شدن بود، رابطه کاری نزدیک را ببینید. اساساً این محمد بن زاید بود که محمد بن سلمان را متقاعد به تحریم قطر کرد». اما کویلیام افزود که این انسجام یک انحراف بود. در واقع، درست قبل از اینکه جهان عرب توسط اعتراضات مردمی متزلزل شود، ابوظبی و ریاض بر سر پروژه‌ای برای متحد کردن اقتصادهای خلیج‌فارس اختلاف‌نظر پیدا کردند. در سال ۲۰۰۹، امارات از پروژه اتحادیه پولی شورای همکاری خلیج‌فارس خارج شد و ضربه‌ای به برنامه‌های ایجاد یک پول واحد خلیج‌فارس وارد کرد. امارات از اینکه دفتر مرکزی شورا به‌جای ابوظبی در ریاض خواهد بود، عصبانی بود.

«کریستین کوتس اولریشسن»، پژوهشگر خاورمیانه در مؤسسه بیکر، می‌گوید: «مثل این است که فرانسه و آلمان بر سر اتحادیه اروپا اختلاف‌نظر داشته باشند و یکی از آنها از اتحادیه خارج شود.» او گفت: «قبل از بهار عربی، به نظر می‌رسید که این جدایی بین امارات و عربستان خواهد بود، نه قطر. بهار عربی موقتاً آنها را به هم نزدیک کرد، اما اگر نگاهی بلندمدت - قبل از ۲۰۱۰ و بعد از ۲۰۲۰- داشته باشید، آنها با هم اختلاف داشتند.» کارشناسان می‌گویند توضیح این موضوع به نحوه نگاه امارات و عربستان به اختلاف‌نظر در کشورهای خود و در جهان عرب و مسلمان برمی‌گردد. عربستان پس از اختلاف در خلیج‌فارس، سریع‌تر روابط خود را با قطر ترمیم کرد. اگرچه ابوظبی یکی از امضاکنندگان توافق‌نامه «العُلا» در سال ۲۰۲۱ بود که رسماً به محاصره پایان داد، اما همچنان رابطه سرد و مشکوکی با دوحه دارد.

 

شاید بارزترین نمونه این اختلاف، در رویکردهای عربستان و امارات نسبت به اسرائیل یافت شود. هنگامی که امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۰ روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کرد، از طرح صلح چند دهه‌ای که عربستان سعودی تدوین و توسط اتحادیه عرب تأیید شده بود، جدا شد. پیشنهاد سال ۲۰۰۲ می‌گوید کشورهای عربی تا زمانی که یک کشور مستقل فلسطینی در امتداد مرزهای قبل از ۱۹۶۷ اسرائیل ایجاد نشود، روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی نخواهند کرد. درحالی‌که عربستان عادی‌سازی روابط را با دولت بایدن بررسی می‌کرد، جنگ اسرائیل علیه غزه، چشم‌انداز دستیابی به یک توافق را از بین برد. سازمان ملل و کارشناسان حقوق بشری، حمله اسرائیل به غزه را به‌عنوان یک نسل‌کشی به رسمیت شناخته‌اند، جایی که بیش از ۷۲۶۰۰ فلسطینی کشته شده‌اند.

محمد بن سلمان، ولیعهد، این ارزیابی را در ملاء عام تکرار کرد. یک نظرسنجی توسط «مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» در اواخر سال ۲۰۲۳ نشان داد که ۹۶ درصد از عربستانی‌ها معتقدند که کشورها باید روابط خود را با اسرائیل قطع کنند. کیلیام، از چتم هاوس، می گود: «سیاست در عربستان سعودی به سمت مدل اجماعی‌تری که بر اساس آن بنا شده بود، در حال بازگشت است. در امارات تنوع دیدگاه‌ها در مورد اسرائیل وجود دارد، اما محمد بن زاید احساس می‌کند که نیازی به نگرانی در مورد آن ندارد.» او در ادامه افزود: «محمد بن‌سلمان به این نتیجه رسیده که برخی از مواضع ماجراجویانه محمد بن زاید به یک نقطه‌ضعف و بار اضافی [برای منطقه] تبدیل شده است و اکنون خودِ او درک بهتری از افکار عمومی جهان عرب پیدا کرده است.»

کارشناسان می‌گویند جنگ علیه ایران تنها اختلافات بین امارات و عربستان را بیشتر کرده است. هر دو کشور ارتباط تنگاتنگی با ایالات متحده دارند. اما آنها در حال ایجاد بلوک‌های رقیب با برخی از شرکای دیگر واشنگتن هستند. امارات در حال افزایش همکاری خود با اسرائیل است، درحالی‌که عربستان در حال ایجاد ائتلافی متشکل از ترکیه، مصر و پاکستان است (دنیای اقتصاد در گزارش «اتحاد چهارگانه علیه بی‌ثباتی» که در شماره  ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ این روزنامه منتشر شد، به این مسئله پرداخته بود). تروس گفت: «نه امارات و نه عربستان نمی‌توانند از آمریکا دست بکشند. اما این اتحادهای جدید رشد خواهند کرد.»/

 share network
هدر سایت
هتل آتانا
نیک تازه
ایران خودرو
قیمت لحظه ای انواع ارز، سکه، طلا و ارزهای دیجیتال
فرداموتور
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب